چگونه من معتاد شدم
این شرحی صادقانه ازعلل بروزبیماری اعتیاددرمن است این خدمت ناچیزاماعاشقانه رابه پیشگاه نیروی برترم ( خداوندمهربان)تقدیم میکنم.امیدوارم مفیدفایده شمادوستان قرارگیرد.
غرور- ترس – خودبینی – خودپسندی – زخم های عمیق دوران كودكی – عدم واقع بینی – طبع و ذائقه و لامسه و باصره ناخوشایند – فكر و ذهن و روح بیمار – دوست دارم دلم می خواهد – این احساس كه هیچ كس دوستم ندارد.
مسدود كردن راه خیر و صلاح- عدم اطمینان از آینده ای شاد – فرار از خود- احساس قربانی بودن گریه هاو گفتگوهای شدید درونی و جدل با آنها- میل به انتقام جویی- احساس حقارت – مقصر دانستن همه چیز و همه كس الا خود – شانه خالی كردن از زیر بار مسئولیت – انزجار و بیزاری از خود – احساس گناه از سوء استفاده های جنسی خود و دیگران.
ماندن در رنج های كودكی – ندانستن راه خروج- ناامنی در تمام موارد- ناتوانی در هضم واقعیات- سرزنش،تحقیر و مقایسه دیگران- دائم انگشت را به طرف سوژه و اشخاص چرخاندن و نگه داشتن- ذخیره دردها و رنجها و عدم پذیرش شادكامی- عصبانیت شدید از روند عادی زندگی.
نگرانی مدام- بروز دادن عواطف و احساسات منفی – ناتوانی در برقراری رابطه با دیگران- ندانستن چگونگی حال خود- انباشته كردن آزارها و دردهای كهنه و قدیمی روی هم و استشمام گازهای متعفن آن بصورت دائم.
حساسیت بسیار بالا و شدید- نفی كامیابی و موفقیت- بی ارزش دانستن خود – به ستوه آمدن از دست همه چیز و همه كس- زندگی و روند آن را پوچ و مسخره انگاشتن- نفی تمام ارزشهای بیرونی و درونی- یاس مفرط- عدم اعتقاد به شكوفا شدن- هجوم اندیشه های منفی – اعتقاد راسخ به مجازات شدن و اینكه نمی توان در این جامعه نفس كشید- احساس فشار بیش از حد و ترس از بیان عقیده.
نفی اقتدار خود و احساس زبونی و نداشتن جسارت و شهامت- انعطاف ناپذیری و كوشش جنون آمیز برای اثبات عقاید شخصی خود- احساس درماندگی- با یك دست دو هندوانه برداشتن- در زندگی مورد قبول دیگران را به روی خود بازكردن- جلوگیری از احساسات رقیق و جلوی اشك خود را گرفتن- دائم به فكر اینكه دیگران چه می گویند- پذیرش تحقیر و سرزنش دیگران- سنگ زیرین آسیا بودن.
بیش از توانایی خود بار برداشتن- در گذشته ماندن- دائم در حال مسابقه بودن برای پذیرفتنی ساختن خود- ناامیدی محض- در طرح ها و اندیشه ها و آرزوهای خود گیر كردن-نپذیرفتن عقل و خرد و فهم و شعور- دودلی و انزجار- عدم تعادل با زندگی – نفی معنویت خود و دیگران- رها نكردن عقاید كهنه- استدلال های نامتعادل- تعصب درونی و بیرونی برای اثبات خود-احساس ناتوانی برای عوض كردن دیگران- از حدود توانایی خود پا را فراتر نهادن- داشتن عقاید بسته و دردآور-ماندن در وضعیتی كه از آن نفرت داریم و احساس شدید خستگی و از كار افتادگی- نیاز شدید به عجول بودن و اینكه هنوز نكاشته می خواهیم درو كنیم- فلج شدن ادراكمان و مغشوش شدن مغز به واسطه ترسهای بیشمار- فقدان تحرك ذهنی.
واكنشهای شدید نسبت به شكستها و ناامیدی ها- آزار دیدن در امور شغلی،خانوادگی،اجتماعی، فرهنگی سیاسی و اقتصادی- سوء هاضمه عاطفی- واكنش خشونت آمیز نسبت به عقاید و اعمال دیگران- سرسختی شدید و فشار ذهنی و روحی- پافشاری در خود بودن و ایجاد و وضع قوانین و سعی در اجرای آن بطور یك طرفه- اصرار در اثبات خود- كنار نیامدن با آنچه كه بطور حقیقی در جریان است.
نفی كامیابی - خشم از تصمیم گیریهای نادرست و ادامه دادن آن- بطور دائم خود را شكست خورده.
دانستن و به دنبال عدالت بودن و بطور پیوسته دیگران را محكوم كردن و انگ زدن- آشفتگی خود و خانواده- از دست دادن اختیار همه چیز- فرار از خود و ادراكی كه از همه چیز و همه كس داریم- غیبت و بدگوئی از همه چیز و همه كس تا جائیكه كل اندیشه و افكار و ضمیر ما فاسد شود.
خودكشی روزمره كه چرا پیشرفت آسان نیست و در نتیجه پناه بردن به اوهام و تخیلات - نپروراندن خود و رشد نكردن- غذا نرساندن به معنویات خود و پرتوقع بودن و عدم اعتماد به دیگران-كاه را كوه ساختن- ناپاكی های ذهنی و جسمی مدفون شده- جویدن و نشخوار كردن ناكامیها- چسبیدن به زواید گذشته- ناتوانی در هضم تجربه های جدید خود و دیگران-احساس شدید تنهایی و بی كسی و دائما در فكر فنا بودن- گردن شقی و اصرار در بودن پوسته ای كه در آن هستیم- فریادهای خاموش كشیدن- عدم توانایی برای بهره بردن از تجربیات و باز تجربه را تجربه كردن.
مسائل جنسی و قضایای اطراف آن- وحشت از دست رفتن آخرین فرصت ها و امتیازها- عدم اعتماد به فرآیند زندگی- كنترل دراز مدت آزارها و هیجانات و احساسات و سركوب آنها- مسئولیت تفكرات و عملكرد خود را نپذیرفتن- این تفكر كه من دیگر پیش هیچ كس اهمیتی و اعتباری و ارزشی ندارم- میل به تسلط بر همه چیز و همه كس- احساس عدم تعلق به هیچ چیز و هیچ كس- ازدحام اندیشه ها و فشارهای جسمی و روحی.
سرسختی در انزوا و گوشه گیری- بی ملاحظگی و مقاومت شدید در مقابل دگرگونی- مشكلات دراز مدت هیجانی و عاطفی و عدم شادمانی وسخت دل شدن و اعتقاد به فشار و تقلای شبانه روزی- اجازه دادن به گذشته كه حاكم امروز باشد- خیالات و تصورات باطل- خسته شدن از خود و دیگران و تمام چیزهای تكراری- درد بزرگ مطرح شدن و مطرح كردن خود- لذت جویی و لذت طلبی- فرار و گریز دائم از هویت و ریشه و اصالت خود- ندانستن قدر داشته ها و چشم بدنبال نداشته ها- تنبلی و بی تفاوتی- افراط و تفریط- طبیعی نبودن- نداشتن دانش- نداشتن انگیزه های مثبت- زیر بار نرفتن و از تعهد و واقعیت ها شانه خالی كردن.
داشتن حساسیتهای فوق العاده و زود رنج بودن- دید تونلی- كار امروز به فردا واگذار كردن- نداشتن نظم و انظباط و اعتماد به نفس- بوالهوس بودن- رفیق بازی و دور شدن از خانواده-كارها را نصف و نیمه انجام دادن- باورهای غلط و ناصحیح و ساخت الگوهای آن-سرزنش و تحقیر گاه به گاه خود- توهم(همه چیز تقصیر خودته،چشمت كور،می خواستی نكنی و از این مسائل)- فشار و باورهای طاقت فرسا و كوشش جنون آمیز برای تثبیت خود در موقعیتی دلخواه- لجاجت و یك دندگی در جدا نشدن از رنج و درد گذشته- اصطحكاك دائمی با خانواده و مشاجرات غیر منطقی با اطرافیان- میل به داشتن همه چیز و البته بدون زحمت و دائما منتظر آینده بودن و اینكه در آنجا كسی و یا چیزی وجود دارد كه مشكل من را حل نخواهد كرد.
توقع مزد بدون كار و میل به دزدی كه با دزدی گوش دادن-دزدی رفت و آمد كردن- دزدكی نگاه كردن- دزدكی صحبت كردن- شروع و اقدام به دزدی های كم خطر و كم ضرر،رشد كرده و گاه تا حد حرفه ای شدن ادامه پیدا كرده- سوء استفاده و بهره كشی از همه چیز و همه كس برای بقاء و ماندن در پوسته خویش- حتی بهره كشی كثیف احساسی و عاطفی و علایق آدمها- بطور روزمره به دنبال میانبر و پل هوایی گشتن- هدف مند نبودن و باری به هر جهت زیستن- تقلا و تلاش خفقان آور بدنبال جمع آوری مصالح برای ساختن برج خوشبختی كه طرح و نقشه آنرا خود ریخته ام.
وحشت و ترس دائم از فرو ریختن ساختار و بنای زندگی- بودن تقریبی در آینده و دوربین شدن ذهن و افـكار و ولگردی انـدیشه و فكری كه هـدف مند نیست - گـریز پیوسته و وحشت دائم از سوژه وموضوع و یا اشخاصی خاص به خاطر زخم هایی كه زده ایم و یا خورده ایم-میل به چسبیدن به گرایش های پوسیده(مثل قضاوت و بخل،بدگویی،اندیشه ها و اعمال فاسد و دید فاسد).
احساس گناه از ناپاكی های مدفون شده گذشته- تفكرات و اضطراب هایی كه زائیده خشم،تنش و درگیری است- نشخوار و تكرار مكرر اشتباهات گذشته و فرصت های طلایی از دست رفته- انكار و لاپوشانی درون و بیرون از خود و دیگران- اعتماد به مفاهیم و قوانین كاذب شخصی- بروز ندادن ترسهایمان و انباشتنآنها روی هم- ترس از دیگران و ترس از سرآمدن مهلت ها و فرصت ها- وحشت كشنده از اینكه نیت و اعمال ما كشف شود-مسدود كردن راههای ارتباطی- ذهنی و علمی- تجربی و مشورتی با دیگران- خود را مركز و ماخذ منبع دانستن كه ریشه آن در غرور است-پوشش دادن جنون آمیز افكار و نیت و عمل های مغایر با قوانین اجتماعی،اخلاقی،قانونی،الهی و طبیعی- تنیدن پیله ناصادقی و توجیه و انكار به دور خود- زیاده خواهی بیشتر از آنچه بودم و ارزش داشتم- تكیه زدن به افكار خود كه بهترین است و برترین و دیگران باید بیایند و بیاموزند.
عدم تمایل در حركت به سمت مثبت بودن- داشتن انبوهی از غم و اندوه و رازهای نهفته و انبار شده- زمانبندی های نامناسب و غیر معقول- جزء را كل دانستن- اقتدار و نفوذ و تسلط خود را بر امور از دست دادن- بزرگ نمایی مسائل دروغین و اتفاقات واهی نزد دیگران- خود را اسطوره دانستن- تصور اینكه زندگی به دلخواه من نیست،ولی نمی دانم كه زندگی دلخواهم چه الگویی دارد- خود را شخص اول دیدن ولی در عمل شخص دوم و یا چندم بودن- عجز و زبونی در اراده زندگی- روزها و فرصتها از دست میروند با اینكه روزی هم نوبت ماست و مرا كشف می كنند- معتقد بودن به الگوهای كهنه- آرزوها و خواسته های نامعقول و میل به فرار از وضعیت های خاص- اعتقاد به داشتن حق و حقوق فرضی و پیوسته به دنبال عدالت بودن و عصیان بر ضد همه چیز و همه كس.
خالی كردن روح و ضمیر و قلب از هرگونه شادی، بخاطر پول و ظواهر و ترس های گوناگون- حساسیت شدید به بعضی از اشخاص و مسائل چه منفی چه مثبت-دادن باجهای با انگیزه- همواره منتظرمجازات بودن- سرزدن رفتارهای كودكانه در بزرگسالی-نیاز شدید و غنی شدن زودرس در زمینه های عاطفی،اقتصادی و اجتماعی- بلند پروازی های تخیلی و كشیدن طرح و نقشه های ابلهانه و ساده لوحانه،كه اگر اینطور بشود و آنطور بشود- همانطور خواهد شد كه من می گویم-به زبان آوردن كلام و الفاظ مستهجن و نكوهیده به صورت مستمر-آزارهای روحی و عاطفی- حظور یك تلخی دائم و مزمن به واسطه ناكامی ها و تجربه های شكست خورده- در لجن های گذشته دست و پا زدن و راه تخلیه و پالایش و آرایش و پیرایش را مسدود كردن- افراط غیر منتظره در نشان دادن واكنش- اشتغال فراوان به امور ذهنی و مسائل اساسی را در لابه لای جزئیات گم كردن.
مطالب بالا مجموعه ای از صفات منفی اخلاقی و وضعیتهای شخصیتی ما قبل از زمان اعتیاد،زمان آلودگی و زمان تخریب انفجارگونه آن است و بسیاری از آنها با همان قد و قواره رشد یافته خود، حتی بعد از ترك مواد مخدر همچنان با اقتدار در درون و برون ما خود نمائی می كنند اگر میخواهیم كه از تعفن و لجن زار این صفتهای موزی و مخرب و اهریمن خلاصی یابیم چاره ای نداریم جز عوض شدن و دگرگونی در كلیه زمینه ها،باورهای تازه و نو،انگیزه و دانش تازه،گفتار و شنیدار تازه،افكار و عملكرد تازه در محیطی تازه و نزد انسانهای تازه و نو.
واین میسر نیست مگر با سعی و كوشش ما،جلسات،دوستان بهبودی،عمل به قدمها و سنتها و راهكارهای ذهنی و عملی برنامه و خواستن كمك از خداوند و توكل و ایمان به او.
برچسب:
نویسنده: کاوه محمدزادگان